چرا افراد باهوش در روابط عاشقانه کمتر پیروز هستند؟ 10 علت علمی که شما را شگفت زده می نماید!
به گزارش پزشکی مدرن، چرا افراد باهوش در روابط عاشقانه کمتر پیروز هستند؟ این سؤال فکر بسیاری را درگیر نموده است. افراد باهوش به علت مهارت های تحلیلی و منطقی قوی، اغلب در تصمیم گیری های احساسی دچار چالش می شوند. وقتی پای احساسات در میان است، هوش بالا همواره یک مزیت محسوب نمی گردد. گاهی افراد بسیار باهوش، بیش ازحد فکر می نمایند و همین مسئله باعث پیچیده تر شدن روابط آن ها می گردد. آن ها اغلب در پی کمال گرایی در انتخاب شریک عاطفی هستند و این امر باعث می گردد که رضایت از روابطشان کاهش یابد. علاوه بر این، توانایی آن ها در تحلیل شرایط باعث می گردد که بیش ازحد در خصوص هر مسئله ای فکر نمایند و این موضوع روابطشان را دچار مشکل می نماید. بعلاوه، تحقیقات نشان داده که افراد باهوش در ابراز احساسات خود مشکل دارند، زیرا بیشتر بر منطق تکیه می نمایند. در اینجا، 10 علت علمی را هم آنالیز می کنیم که نشان می دهند چرا افراد باهوش در روابط عاشقانه کمتر پیروز هستند.

1- بیش ازحد تحلیل کردن احساسات
افراد باهوش تمایل دارند که هر موقعیتی را از منظر منطقی آنالیز نمایند. این یعنی وقتی شریک عاطفی شان ناراحت است، به جای همدلی، در پی ریشه یابی مشکل هستند. این رفتار باعث می گردد که آن ها کمتر احساسات را درک نمایند و بیشتر در پی راه چاره باشند. درحالی که در روابط عاشقانه، گاهی فرد مقابل فقط احتیاج به درک شدن دارد، نه حل مشکل. این نوع تفکر منطقی، ممکن است باعث سردی و فاصله گرفتن عاطفی در رابطه گردد.
2- کمال گرایی بیش ازحد در انتخاب شریک عاطفی
هوش بالا معمولاً با کمال گرایی همراه است و افراد باهوش اغلب استانداردهای بسیار بالایی برای شریک عاطفی خود معین می نمایند. آن ها در پی فردی ایده آل هستند که از هر نظر با معیارهایشان همخوانی داشته باشد. این طرز فکر باعث می گردد که به راحتی از افراد مناسب چشم پوشی نمایند، زیرا همواره تصور می نمایند گزینه بهتری وجود دارد. این امر می تواند باعث گردد که هرگز احساس رضایت در رابطه نداشته باشند.
3- اولویت دادن به اهداف فردی و حرفه ای
افراد باهوش اغلب اهداف بزرگی دارند و بیشتر انرژی خود را صرف رشد شخصی و حرفه ای می نمایند. این تمرکز شدید بر پیروزیت، باعث می گردد که برای روابط عاشقانه زمان و انرژی کافی نگذارند. بسیاری از افراد باهوش، ناخودآگاه عشق را به عنوان مانعی برای پیشرفت شخصی می بینند و همین امر باعث می گردد که روابط آن ها سطحی یا ناپایدار باشد.
4- مشکل در ابراز احساسات و احتیاجهای عاطفی
هوش هیجانی (Emotional Intelligence) در بعضی از افراد بسیار باهوش، پایین تر از حد میانه است. این مسئله باعث می گردد که آن ها در ابراز احساسات خود دچار مشکل شوند. در بسیاری از موارد، آن ها احساسات خود را به شکلی پیچیده و غیرمستقیم بیان می نمایند که باعث سردرگمی شریک عاطفی شان می گردد. این عدم شفافیت در ابراز عاطفه، می تواند باعث ایجاد فاصله در رابطه گردد.
5- بیش ازحد منطقی بودن در تصمیم گیری های احساسی
درحالی که احساسات بخش مهمی از روابط عاشقانه هستند، افراد باهوش تمایل دارند که حتی در این زمینه هم بیش ازحد منطقی عمل نمایند. آن ها ممکن است قبل از گرفتن تصمیمی احساسی، تمام جنبه های آن را تحلیل نمایند و همین باعث گردد که لحظات احساسی و خودجوش در رابطه شان کمتر باشد. این نوع تفکر منطقی، می تواند باعث گردد که رابطه آن ها بیش ازحد خشک و بی روح به نظر برسد.
6- تمایل به استقلال و نداشتن احتیاج شدید به همراهی
افراد باهوش معمولاً از تنهایی لذت می برند و احساس احتیاج شدید به همراهی دیگران ندارند. آن ها می توانند ساعت ها، بلکه روزها، غرق در مطالعه، تحقیق یا کار بر روی پروژه های شخصی شان باشند، بدون اینکه احساس نمایند چیزی را در زندگی کم دارند. این ویژگی، گرچه در زندگی فردی مفید است، اما در روابط عاشقانه می تواند مشکل ساز باشد. شریک عاطفی ممکن است احساس کند که نادیده گرفته شده یا اهمیت چندانی در زندگی فرد باهوش ندارد. درحالی که بعضی افراد به توجه و ارتباط مداوم احتیاج دارند، افراد باهوش اغلب تمایل دارند که فضای شخصی زیادی برای خود حفظ نمایند. این نوع استقلال می تواند باعث گردد که دیگران آن ها را سرد و بی احساس بدانند. بعلاوه، آن ها ممکن است به جای اتکا به شریک عاطفی برای حل مسائل، خودشان به تنهایی در پی راه چاره بروند، که این امر احساس نزدیکی را در رابطه کاهش می دهد. بسیاری از افراد باهوش، حتی وقتی در یک رابطه هستند، ترجیح می دهند که تصمیمات مهم را به تنهایی بگیرند. این رفتار می تواند باعث گردد که شریک عاطفی آن ها احساس کند که در تصمیم گیری ها نقشی ندارد. در نتیجه، عدم احتیاج به وابستگی عاطفی شدید، ممکن است روابط آن ها را سطحی یا شنماینده کند.
7- تفکر بیش ازحد در خصوص مسائل کوچک رابطه
یکی از ویژگی های شاخص افراد باهوش، تمایل به بیش ازحد فکر کردن (Overthinking) در خصوص مسائل مختلف است. این مسئله در روابط عاشقانه می تواند مسائلی ایجاد کند، زیرا آن ها ممکن است هر رفتار، کلمه یا اتفاق کوچکی را بارها و بارها تحلیل نمایند. یک جمله ساده از طرف شریک عاطفی، می تواند ساعت ها فکر آن ها را درگیر کند و باعث گردد در پی معانی پنهان در آن باشند. این نوع تفکر، باعث ایجاد استرس و نگرانی غیرضروری در رابطه می گردد. افراد باهوش ممکن است به علت حساسیت بالا، مسائل جزئی را بسیار بزرگ تر از آنچه که واقعاً هستند، در فکر خود بسازند. این روند گاهی باعث می گردد که بدون وجود مشکل واقعی، تنش های غیرضروری در رابطه ایجاد گردد. بعلاوه، ممکن است آن ها به علت پیش بینی مسائل آینده، از ورود عمیق به رابطه خودداری نمایند. بیش ازحد فکر کردن در خصوص آینده رابطه، می تواند باعث ایجاد تردید و دودلی در آن ها گردد. این رفتار ممکن است باعث گردد که شریک عاطفی احساس کند که دائماً در حال آنالیز و تحلیل است، نه در یک رابطه طبیعی و احساسی. در نتیجه، این تفکر بیش ازحد می تواند آرامش رابطه را از بین ببرد و به تدریج آن را تضعیف کند.
8- حساسیت زیاد به اشتباهات شریک عاطفی
افراد باهوش معمولاً استانداردهای بالایی برای خود و دیگران دارند و این باعث می گردد که نسبت به اشتباهات شریک عاطفی شان حساس تر باشند. آن ها ممکن است انتظار داشته باشند که شریک شان نیز همان سطح از دقت، منطق و تحلیل را در رفتارهای روزمره اش داشته باشد. این موضوع باعث می گردد که وقتی شریک عاطفی آن ها مرتکب اشتباهات جزئی می گردد، افراد باهوش به جای گذشت و چشم پوشی، در پی علت آن اشتباه باشند. آن ها گاهی متوجه نمی شوند که همه افراد نمی توانند از همان مقدار دقت فکری برخوردار باشند که آن ها دارند. این امر می تواند باعث گردد که رابطه به تدریج به یک میدان رقابتی تبدیل گردد، جایی که طرف مقابل دائماً احساس کند که تحت قضاوت قرار گرفته است. شریک عاطفی ممکن است احساس کند که هیچ گاه به میزان کافی خوب نیست یا نمی تواند انتظارات فرد باهوش را برآورده کند. این مسئله باعث ایجاد احساس ناامنی و استرس در رابطه می گردد. افراد باهوش اغلب نمی توانند به راحتی اشتباهات را فراموش نمایند و ممکن است آن ها را برای مدت طولانی در فکر خود نگه دارند. همین امر می تواند باعث تنش های طولانی مدت در رابطه گردد. در نتیجه، حساسیت بیش ازحد نسبت به اشتباهات، یکی از دلایلی است که باعث می گردد افراد باهوش در روابط عاشقانه کمتر پیروز باشند.
9- عدم تمایل به سازش و انعطاف پذیری پایین
هوش بالا معمولاً با اعتماد به نفس و سرسختی همراه است، به این معنا که افراد باهوش تمایل دارند که به ایده ها و عقاید خود بیش ازحد پایبند باشند. این مسئله در روابط عاشقانه می تواند مشکل ساز گردد، زیرا سازش و انعطاف پذیری از عناصر کلیدی یک رابطه پیروز هستند. افراد باهوش ممکن است احساس نمایند که دیدگاه آن ها منطقی تر و درست تر است و به همین علت، تمایلی به تغییر عقیده خود ندارند. این عدم انعطاف می تواند باعث گردد که بحث ها و اختلاف نظرهای کوچک، به مشاجرات طولانی تبدیل شوند. درحالی که بعضی از افراد به راحتی می توانند در یک بحث عقب نشینی نمایند تا آرامش رابطه حفظ گردد، افراد باهوش اغلب تا زمانی که طرف مقابل را قانع ننمایند، بحث را ادامه می دهند. این نوع رفتار، می تواند احساس خستگی و نارضایتی در شریک عاطفی ایجاد کند. علاوه بر این، آن ها ممکن است درک ننمایند که همواره احتیاجی به یک پاسخ منطقی و تحلیلی در هر بحث نیست و گاهی احساسات، مهم تر از منطق هستند. بسیاری از مسائل روابط عاطفی، به جای احتیاج به تحلیل، احتیاج به همدلی دارند. در نهایت، عدم انعطاف پذیری در روابط، یکی از دلایلی است که باعث می گردد افراد باهوش به سختی در یک رابطه پایدار باقی بمانند.
10- سختگیری در انتخاب واژگان و سبک ارتباطی
افراد باهوش معمولاً دقت زیادی در انتخاب کلمات و شیوه بیان خود دارند، اما این ویژگی همواره به نفع یک رابطه عاشقانه نیست. آن ها ممکن است انتظار داشته باشند که شریک عاطفی شان نیز به همان میزان دقیق و هوشمند در استفاده از کلمات باشد. این موضوع باعث می گردد که گاهی ارتباطات ساده و طبیعی، بیش ازحد پیچیده شوند. آن ها ممکن است به طور ناخودآگاه به تحلیل جزئیات مکالمات بپردازند و در پی الگوها و معانی پنهان در جملات باشند. این رفتار می تواند باعث گردد که شریک عاطفی احساس کند که هر کلمه ای که می گوید، مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرد. در بعضی موارد، افراد باهوش ممکن است انتظارات بیش ازحدی از کیفیت گفت وگوها داشته باشند و مکالمات سطحی یا عادی را کسل نماینده بدانند. این امر می تواند باعث گردد که شریک عاطفی احساس کند که ارتباطات آن ها بیش ازحد رسمی و تحلیل محور است. افراد باهوش گاهی فراموش می نمایند که احساسات و انرژی در یک مکالمه، از انتخاب دقیق واژگان مهم تر است. در نهایت، این نوع سخت گیری در ارتباطات، ممکن است باعث کاهش صمیمیت و ایجاد فاصله عاطفی گردد.
منبع: یک پزشک